آنکه رخسار تو را این همه زیبا می کرد
کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد
یا نمی داد تو را این همه بیدادگری
یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد

 
 
چهارشنبه جهاردهم 12 1387

این هم یک عکس قشنگ از سایت موعود . چون حجمش زیاده هر دفعه فقط یک عکس می ذارم .

دسته ها : امام زمان - عکس
چهارشنبه جهاردهم 12 1387
بهترین محصول ذرت
 

  امسال نیز کشاورز نبراسکایی برنده بهترین محصول ذرّت شناخته شد و جایزه بزرگ جشنواره کشاورزی را دریافت کرد . او هر سال در این جشنواره کشاورزی شرکت می کرد و به عنوان بهترین ذرّت کار ، کشاورز نمونه برگزیده می شد .
روزی روزنامه نگاری با اومصاحبه ای انجام داد تا راز موفقیّتش را بداند . هنگام گزارش ، روزنامه نگار پی برد که او هر سال ، مقدار قابل توجهی از محصولاتش را بین همسایه ها تقسیم می کند تا آنها برای کاشت ذرّت خوب از آن استفاده کنند .
 
 
 
روزنامه نگار که از عمل این کشاورز بسیار متعجّب شده بود ، از او پرسید : « تمامی این افراد رقیب شما هستند ، و شما برای کاشت محصول خوب ، به آنها ذرّت خوب می دهید ! چرا ؟ »
کشاورز گفت : « چرا ندهم ؟! مگر نمی دانید باد گرده ها را از مزرعه ای به مزرعه دیگر پخش می کند . اگر همسایه های من ، محصول نامرغوبی به عمل آورند ، در آن صورت بر اثر گرده افشانی ، کیفیت محصول من نیز پایین می آید . اما اگر من در رشد کیفیت محصول همسایه هایم تلاش کنم ، به بهبودی کیفیت محصولات خودم هم کمک کرده ام . در واقع این بزرگترین خدمت به خودم است . »
نگاه و اندیشه این پیرمرد ، بسیار بزرگ است . و می توان این نگاه را به دیگر ابعاد زندگی نیز تعمیم داد .
اگر صلح و آرامش را دوست داریم ، باید برای صلح و آرامش دیگران قدم برداریم .
اگر زندگی خوب را دوست داریم ، باید برای زندگی خوب دیگران کمک کنیم .
اگر می خواهیم خوشبخت زندگی کنیم ، باید برای خوش بختی دیگران تلاش کنیم .
در این چکیده برای تک تک ما درس های بزرگی نهفته است .   
 ------------------------------------------------------
 مجله حدیث زندگی ، شماره 29 ، ترجمه : حسن عبدی. به نقل از www.bliev.net  
 
دسته ها : زندگی - عکس
چهارشنبه جهاردهم 12 1387
بی تو
 
نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم کرد
چرا صدایم کردی ؟
چرا ؟
سراسیمه و مشتاق
سی سال بیهوده در انتظار تو ماندم
و نیامدی
نشان به آن نشان که
دو هزار سال از میلاد مسیح میگذشت 

شادروان حسین پناهی 

 
 
 
 
 
چهارشنبه جهاردهم 12 1387
می خوام که به خلوت بخونم ، تنهای تنها خدامو

می خوام که قسمت بکنم ، با یکی تنهایی هام مو
می خوام که به خلوت بخونم ، تنهای تنها خدامو

می خوام مث هزار هزار ستاره های آسمون
به کهکشون حلقه کنم تو این این دلِ شب شب چشمامو

 
می خوام فقط خودم باشم با اونی که دوسِش دارم
براش یکی یکی بگم ، هزارتا ناگفته هامو

 
می خوام بگم خیلی بَدَم ، می خوام بگم رو سیاهم
 من می دونم که می شنوی ، همیشه ، هر جا صدامو 

 
 مثل همیشه گوش کنه ، تمومِ درد ِ دلامو
ازش می خوام تا دلمو ، مث کبوترا کنه
تو وسعت مهربونیش نشکنه بال وپرامو
پنجره های خونه مون ، پر از گلای پیچکه
وقتی که تنها می مونم ، همیشه دارن هوامو
من از تموم زندگیم ، تنهایی هامُ دوس دارم
می خوام که قسمت بکنم با خدا تنهایی هامو 
 --------------------------------------------
شعر از ابراهیم قبله آرباطان
 

 

 
دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست

 
بی خیالش مباد منظر چشم
ز آنکه این گوشه جای خلوت اوست 

چهارشنبه جهاردهم 12 1387
X